• صفحه اصلی
  • >
  • اخبار
  • >
  • ادعای خار‌ق‌العاده شهرام جزایری: می‌توانم 300 هزار میلیارد تومان طلا و ارز راکد را به بازار بکشانم

ادعای خار‌ق‌العاده شهرام جزایری: می‌توانم 300 هزار میلیارد تومان طلا و ارز راکد را به بازار بکشانم

انتقاد از دولت یازدهم و برخی از وزرای کابینه و تعریف از خود و توانمندی‌های اقتصادی بخش مهمی از گفت‌وگوی اخیر شهرام جزایری است.

به گزارش اقتصادنیوز، شهرام جزایری که به دلیل اتهامات مالی 13 سال را در زندان بود در گفت‌وگویی با خبرآنلاین از توانمند‌ی‌های اقتصادی خود تعریف کرده و گفته می‌تواند 300 هزار میلیارد تومان طلا و ارز راکد را به بازار بکشاند و در اختیار بخش خصوصی بگذارد و مشکلات بیکاری را حل کند.

همچنین وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو انتقاداتی به کابینه دولت وارد کرده و نسخه‌ای برای خروج از رکود داده است. اما انتقادات و راهکارهای شهرام جزایری برای اقتصاد چیست؟

راهکارهای اقتصادی
1- سال 83 – 84 یکی از متصدیان قضایی پرونده من فیلم catch me if you can را آورد به من داد. در زندان DVD و تلویزیون بود. وقتی فیلم را دیدم، به من گفت این سرنوشت تو است! البته مثل همان فیلم وقتی بازجویی‌های من تمام شد، کارشناسان وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات و حتی مأمور قضایی پرونده از من درباره پرونده‌های اقتصادی دیگر مشورت می‌گرفتند. من هم تا پرونده‌ها را می دیدم، می‌فهمیدم ایراد کار کجاست و همیشه کمک می‌کردم. می‌دانید که شخصیت آن فیلم واقعی است.

2- من از سال‌ها پیش که در کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، مشاور فنی بودم تا همین الان دورادور و غیررسمی به رفقای مجلس و همه کارشنان و دیگران مشورت می‌دهم. بعضی از دوستان چه در جبهه اصلاحات و چه در جبهه اصولگراها که به توانایی‌های من ایمان داشته و دارند، به صورت غیر رسمی به من پیشنهاد همکاری داده‌اند. برخی تصورشان این بود که «شهرام» با نزدیک شدن به جریانات سیاسی؛ به توانمندی اقتصادی رسید. در حالی‌که ماجرا برعکس بود. خوشبختانه در حال حاضر هم از نزدیکی به این اربابان قدرت و حاکمان عزیز و مفید کشور اجتناب می‌کنم و دور هستم و ضمن احترام وافر، هیچ علاقه ای هم به نزدیکی به آن بزرگواران ندارم.

3- من کاملا محکم و قاطعانه تعهد می دم اگر اجازه بدهند ،حاضرم تحت کنترل و مراقبت‌های شدید دستگاه‌های نظارتی نظام، حدود سیصدهزار میلیارد تومن پول و سرمایه راکد بازار طلا و ارز را متقاعدکنم که به سمت بنگاه‌های اقتصادی بخش خصوصی هدایت بشوند و مشکل اقتصادکشور را حل کنم تا جوان‌های عزیزمان از این بیکاری وفلاکت تجات پیداکنند. ولی دولتمردان عزیز ثابت کردهاند ، برغم حسن نیتشان علم دانش و تجربه کافی برای تحقق این کار را ندارند!

4- راهکار حل مشکلات فعلی از نظر من این است که به جای دست اندازی به بنگاه های اقتصادی موجود که دولتی هستند، ۴٠٠ ساختار اقتصادی جدید در کشور تشکیل دهیم. کار دیگر هم باید این باشد که به بنگاه های اقتصادی موفق موجود در کشور کمک کنیم، آنها را ساپورت مالی کنیم و یادشان بدهیم که چطور بروند مجوز بگیرند و وارد بازار سرمایه شوند. این کار را دولت باید انجام دهد. اما آیا اصلا بلد است که این کار را بکند؟ دولتمردان ما در حوزه ستادی این کارها را بلدند؟ آنها هم که در حوزه اجرایی، امور را در دست دارند، هر کدام یک طرفی هستند و کسی نیست که به همه انها اشراف داشته باشد.

5- یکی از دولتمردانی که ادعا می کند اطلاعات کافی از بدنه و ساختار اقتصادی کشور دارد، بیاید تا من از او سوال کنم و معلوم شود که درست می گوید یا نه! من حاضرم با پنج تن از دولتمردان فعال اقتصادی کشور مناظره کنم. وزیر محترم اقتصاد، رئیس محترم سازمان برنامه و بودجه، رئیس کل بانک مرکزی، مدیران عامل بانک‌ها . رییس سازمان بورس من در این مناظره ضمن احترام وافر به آنها، خواهم گفت که هر کدامشان چه قدرت و اختیاراتی دارند، اما از آن استفاده نمی کنند. چون درگیر کارهای ستادی و عمدتا سیاسی هستند به جای کار اجرایی. چطور چهار وزیر که اختیارات کافی برای اصلاح امور دارند، برای رئیس جمهور نامه می نویسند که چنین است و چنان است؟ در این مناظره آنها بگویند که چه برنامه ای از نظر کمی و کیفی برای اجرایی کردن بند اول سیاست های اقتصاد مقاومتی دارند اصلا می داند که تحت چه پروسه ای می توان مردم را در بنگاه های اقتصادی، مشارکت واقعی داد؟

6- من حاضرم تحت کنترلهای شدید امنیتی و نظارتی، به سادگی این موضوع را برایتان عملیاتی کنم. به سادگی یک لیوان آب خوردن! کاری میکنم که خیل عظیمی از عموم مردم متقاعد به سرمایه گذاری در بنگاه های اقتصادی بخش خصوصی شوند که صرفا توسط بخش خصوصی موفق و مستعد اداره می شود. همانطورکه اشاره کردم این خیل عظیم مردم، حدود 300 هزار میلیارد تومان منابع مالی در اختیار دارند که متاسفانه الان در سفته بازی ارز و طلا و پول های راکد، تضییع و تلف می شود. آن هم به دلیل ناتوانی مدیران و مطالبه نکردن مردم و عدم اشراف و دانش کافی بنگاه های اقتصادی خصوصی. علی القاعده دولت باید این دانش را در اختیار آنها قرار بدهد که اتفاقا خودش هم این دانش را ندارد.

انتقادات شهرام جزایری به کابینه دولت یازدهم
1- اقتصاد کشور باید دست افرادی باشد که لااقل بتوانند یک تراز مالی تلفیقی بنویسند. متاسفانه بعضی ازکسانی که تصدی حاکمیت اقتصادی کشور را برعهده داشته اند، اصول اولیه حسابداری و حسابرسی عملیاتی را هم بلد نبودند. بعضی حتی توان مدیریت یک بنگاه اقتصادی خرد را هم ندارند. ادبیات اصول وفنون مذاکره را بلد نیستند. مهمترین اصل یک مدیریت اقتصادی که مشتری مداری و معاذالله مشتری خدایی است را اصلاً نمی فهمند! رفتارها و اعمالشان حاکمیتی است و دخالت های کاملاً بیجا در اقتصاد می کنند. مثلا همین اخیراً یک کمپینی تشکیل شد درباره خودرو، چقدر آن مقام مسئول عزیز که اتفاقاً فرد نابغه ای است، کم حوصلگی کرد و جریان طبیعی جامعه را که همه جای دنیا وجود دارد، تخطئه نمود. چه طور یک مقام دولتی به خودش اجازه میدهد که این حرکت اجتماعی را تحمل نکند؟ باید صبوری می کرد. این نوع رفتارها به دلیل همان حاکمیت دولت در حوزه اقتصاد است. اقتصاد باید دست بخش خصوصی باشد .

2- عزیز بزرگواری بود که سال ها به همراه هم به دیگران مشورت می دادیم مبنی بر این که اقتصاد باید خصوصی شود و باید خصوصی سازی را حمایت کرد. این عزیز بعدها مسئول یک وزارت خانه شد و من بعد از شش ماه او را در یک محفلی دیدم و احوال پرسی کردم و گفتم فلانی چه خبر؟ فلان جا را خصوصی سازی کردی؟، فلان شرکت و فلان مجموعه را که خصوصی کردی حتماً. او پاسخ جالبی داد و گفت: آن حرف ها برای زمانی بود که من هنوز وزیر نشده بودم! حالا اگر در وزارت خانه این چند تا صندوق را خصوصی سازی کنم، دیگر چیزی تحت تصدی من نمی ماند! جسارتاً دعوا سر همین جورموضوعات است!

3- الان 377 شرکت فعال بازار سرمایه کشور، با حدود 350 میلیارد تومان ثروت و دارایی، کاملا در ید خصولتی هاست و به تبع آن دولتی ها با کمترین نظارت ،به سرمایه های عامه مردم، بیشترین آسیبها را می زنند. آیا شما تا حالا شنیده اید که فلان شخص یا اشخاص به خاطر ضرر به اموال عمومی حاصل از امتناع ازخصوصی سازی ، محاکمه شده باشند؟ اما تا یک نفر 4 میلیارد تومان وام می گیرد، با اینکه اشتغالزایی هم می‌کند اما به اتهام عدم بازپرداخت سود بانکی می گیرند و می برندش! در حالی که مقادیر معتنابهی از اموال و دارایی های بیت المال در شرکت های خصولتی به هدر می رود و سرمایه مردم در بازار سرمایه، نابود می شود.

4- چرا فردی که فرق بین اوتوبوس و دوچرخه را هم نمی‌داند باید در مسند یکی از نهادهای تصمیم‌گیر اقتصادی کشور قرار بگیرد تا از هر کسی که خوشش نیامد نماد معاملاتی‌اش را ببندد، یا اگر از شما خوشش آمد، مجوز افزایش سرمایه موردنظرتان را بدهد! متاسفانه به طورغیرموثق شنیده ام مدیران مافوق آنها هم جسارت جا به جایی و پوست اندازی ندارند که افراد متخلف وسلیقه کار را برکنار کنند!

5- من انتقاد شدیدی که به دولت محترم جدید دارم این است که برخی مدیران جسارت کافی و شجاعت لازم برای تصمیم گیری ندارد، به رغم این که اشراف دارند. اتفاقاً دولت قبلی صرف نظر از این که ممکن است اقداماتش کارشناسانه نبوده، اما جسارت و قاطعیت داشت.

6- اخیرا چهار تن از وزراء نامه‌ای به رییس جمهور محترم در خصوص بازار سرمایه نوشتند. برای من خیلی جالب بود، تمام مطالبی که درآن نامه انتقاد کرده بودند در حدود اختیارات خود آنها بود! من اگر جای رئیس جمهور محترم بودم، فورا هر چهارتای آن وزرا را توبیخ می‌کردم و می‌گفتم حالا که فهمیدید مشکل کجاست، چرا خودتان راهکار برای آن پیدا نمی کنید؟ مگرنه آن است که وزیر محترم اقتصاد ناظر بر امور بازار سرمایه است و طبق قانون هم دستش خیلی باز است و می تواند عندالزوم لوایح خوبی را به مجلس ببرد تا مسائل را حل کند. برای من سوال است که چطور وزیر محترم اقتصاد و رئیس سازمان بورس نتوانستند پیش بینی کنند جریاناتی که نمی خواهند شیرینی توافق به دل مردم بنشیند، فردای توافق، شاخص بورس را منفی کرد؟ آنها باید ترتیبی می دادند تا حقوقی های بازارسرمایه فردای توافق، خریدار سهام می شدند نه فروشنده سهم.

منبع : سایت اتحادیه طلای تهران

برچسب ها:
  • مدیریت سایت
  • 1394/09/22
  • 307
  • 0

مطالب مرتبط

تعداد دیدگاه ها (0)